دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

78

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

در شعر به چنان مهارتى دست يافت كه حافظ در يك رباعى او را « سرآمد فضلاى زمانه » ناميد . يكى از ويژگيهاى شعر او اين است كه رويدادهاى واقعى را موضوع اشعار خود قرار داده است و اين يعنى يك پديده كمياب و بىنظير در ادبيات كهن ايران . اين فرآيند در فراق‌نامه او كاملا متبلور است ؛ او در اين شعر رنج و اندوه شيخ اويس را در فقدان يكى از افراد محبوبش توصيف مىكند : اين فرد نخست از دربار غايب شد و سپس در يك لشكركشى نظامى از نظرها پنهان گشت و سرانجام به مرگ ناگهانى درگذشت « 1 » . در اينجا از اين نظر سلمان ياد شد كه به عنوان نمونه در كنار خيل بىشمار شاعران معروف و مشهور يا غيرمشهور ، تحت حمايت آل جلاير زندگى مىكردند و از آنان دلجوييها و تشويقها مىديدند . براى تنى چند از سلاطين جلايرى به دليل علاقه به جلوه‌نمايى دربارشان ، طبيعى بود كه در ساختن ابنيه نيز شهرتى به هم بزنند ؛ ليكن شمارى از آثار معمارى و يا آثار احياء شده از سوى آنان ، از بين رفته است . اين بنا مدرسه اسلامى بغداد است كه بعدها جامع ميرجان ناميده شد « 2 » . كلاويخو ( Clavijo ) سفير اسپانيولى كه از سياحان دقيق بوده ، مىنويسد كه در سال 804 / 1401 در تبريز كاخى به ابعاد وسيع ديده كه دولتخانه نام داشت و توسط اويس ساخته شده بود . مشاهدات كلاويخو متكى بر واقعيت بود . در اكثر منابع نيز تلاشهاى پياپى سلطان احمد براى ترميم و يا بازسازى معمارى بغداد توصيف شده است . مهمترين و برجسته‌ترين ميراث آل جلاير ، نقاشى آنان است . از سلطان اويس ، سلطان احمد و سلطان حسين نمونه‌هايى از نگاره‌ها در دست است كه در تبريز و بغداد حفظ شده است . مكتبهاى دوره جلايرى در نتيجه كوچاندن هنرمندان از خاستگاههايشان به وسيله تيمور ، صدمات زيادى ديد ؛ امّا مكتب بغداد كمابيش تا نخستين استيلاى سال 795 / 1393 برقرار بود و در دومين يورش در سال 803 / 1401 سرانجام افول كرد . اين مسأله از آثار هنرىاى آشكار مىشود كه در فاصله بين اين دو يورش در بغداد توليد شده است . پيشرفتهاى فكرى و فرهنگى آل جلاير به ويژه شمايل‌نگارى تركيبى و شايان چون و چرا و نيز چگونگى تطور سبكهاى آن در فصلهاى آينده به طور مفصل ارزيابى خواهد شد . در اينجا

--> ( 1 ) - در مورد اطلاعات مفصل راجع به سلمان نگاه كنيد به : تاريخ ادبيات ايران ، جلد 3 ، اكثر صفحات و HIL ، صص 2 - 261 ؛ بزرگ علوى در كتاب Kindlers Literatur - Lexicon ( مونيخ ، 1974 م . ) ، جلد 9 ، ص 3433 به بعد ، ( فراقنامه ، ص 3767 ( جمشيد و خورشيد ) و جلد 19 ، ص 8432 به بعد ( ساقىنامه ) ؛ عبد المقتدر ، فهرست نسخ خطى عربى و فارسى در كتابخانه عمومى شرقى بنكيپور ( بيهار ، 1962 م . ) : « غزليات سلمان » . ريپكا معتقد است كه اين رباعى از حافظ نيست . ( 2 ) - در مورد خواجه ميرجان و فعاليتهاى معمارى وى نگاه كنيد به : عزاوى ، تاريخ العراق ، جلد 2 ، صص 129 - 84 .